جامعه تشنه اعدام بابک‌ زنجانی نیست؟

وکیل ملت: بابک زنجانی این روزها تنها چشم‌انتظار یک روزنه است؛ روزنه‌ای که بتواند حکم اعدام او را لغو کند.

او از معدود دارندگان حکم اعدام است که هنوز فرصت بازگشت دارد و می‌تواند جبران کند. سخنگوی قوه قضائیه هم دیروز گفت: «از روز اول هم گفتیم بابک زنجانی اگر پول‌ها را برگرداند، می‌تواند از امتیازات قانونی استفاده کند. در این پرونده دادگاه بدوی حکم داده و حکم دادگاه در دیوان عالی کشور تایید شده است. در قانون پیش‌بینی شده که اگر چنانچه پول را برگرداند، براساس مکانیزم پیش‌بینی‌شده در قانون عمل می‌شود. متهم اخیرا نامه‌ای نوشته و گفته افرادی حاضر هستند این پول را بدهند و حتی به اجرای احکام هم گفته شده که اگر متهم به امکاناتی مانند تماس با خارج از کشور نیاز داشت، با نظارت امکانات لازم فراهم شود.» این اظهارات یعنی بابک زنجانی شانس حیات دارد، البته اگر به آنچه گفته شده، عمل کند. از سوی دیگر دولت هم دیدگاه خود را درباره صدور حکم اعدام بابک زنجانی دارد، چنانک ه دیروز مشاور رئیس‌جمهوردر پاسخ به این پرسش که نظر دولت درباره حکم اعدام بابک زنجانی چیست، گفت: مقامات قضائی جمهوری اسلامی با هوشمندی هم حکم اولیه را صادر کردند، هم در تجدیدنظر با هوشمندی این حکم تجدید شده است. یعنی هدف را مقامات قضائی گذاشتند که منابعی که متعلق به بیت‌المال هست به خزانه برگردد. اکبر ترکان ادامه داد: لذا هم در حکم اولیه خوشبختانه مقامات قضائی این مراعات را کردند، هم در تجدیدنظر. گفتند که در صورتی که حقوق جمهوری اسلامی به خزانه برگردد، تصویبات دیگری که شامل تخفیف می‌شود، درباره حکم او اعمال خواهد شد. لذا مقامات قضائی جهتگیری‌شان این بوده است که احقاق حق مردم بشود. وی تصریح کرد: بابک زنجانی یک پرده پشت دارد که آن باید برای مقامات قضائی ما آشکار بشود. چون این روی ویترین است. آن پرده پشت باید آشکار بشود. آنهایی که این امتیاز را از روز اول به بابک زنجانی دادند، باید باز بشود. مقامات قضائی گفتند تعدادی از اعضای دولت سابق بودند که به زنجانی در این مسیر کمک کردند. بنابراین آن پرده که باز بشود، آن وقت این پول‌ها قابل دسترسی می‌شود. اعدام او به تنهایی کافی نیست، چون برگشتن پول‌ها به خزانه مهم است و به نظر می‏رسد که بایستی آن مسیر، البته مقامات قضائی هم متوجه این موضوع هستند و دارند تحقیق می‌کنند که آن بخش باید آشکار بشود.»

پزشکیان خواستار محاکمه همدستان زنجانی شد

البته نایب‌رئیس مجلس یعنی مسعود پزشکیان هم «شناسایی و محاکمه» افرادی را که به بابک زنجانی مجوز فعالیت داده‌اند، خواستار شد و تاکید کرد: درحالی که بنده نمی‌توانم برای خانه خودم ۵۰۰ لیتر نفت تهیه کنم، چگونه باور کنیم که فردی به تنهایی توانسته است میلیون‌ها لیتر نفت این مملکت را از کشور خارج کند؟ از اظهارات اخیر چنین برمی‌آید که بابک زنجانی شانس زیادی برای بقا در این دنیا دارد و تنها باید حساب خود را صاف کند.

چرا جامعه تشنه اعدام بابک زنجانی نیست؟

یک هفته پس از تایید نهایی حکم اعدام بابک زنجانی متهم ردیف اول بدهی کلان نفتی احساس نمی‌شود که جامعه برای اجرای این حکم، عطش داشته باشد یا برای آن روزشماری کند. روشن است که قضات رسیدگی‌کننده بر پایه قوانین مربوط به تشدید مجازات‌های مربوط به فساد اقتصادی حکمی جز این نمی‌توانسته‌اند صادر کنند و اکنون نیز اعلام شده چنانچه زنجانی بخشی از بدهی کلان دو میلیارد یورویی را بازگرداند، احتمال دارد مشمول تخفیف قرار گیرد. عصر ایران نوشت؛ پرسش این است که چرا جامعه منتظر اعدام بابک زنجانی نیست و به عنوان یک مطالبه هم مطرح نیست؟ این پرسش از آن رو قابلیت طرح دارد که نظرسنجی‌ها هم از این واقعیت حکایت می‌کند. دلیل اول می‌تواند این باشد که جامعه باور نکرده بابک زنجانی به تنهایی این نفت را تحویل گرفته و وعده داده پول آن را در وضعیت تحریم از طریق بانک خیالی خود در مالزی یا جای دیگر پرداخت می‌کند. هر چند تلویزیون اصرار دارد از اوبه عنوان«میلیاردر نفتی» یاد کند، اما بابک زنجانی نفتی نبود و از چین سس گوجه فرنگی وارد می‌کرد و بعد ناگهان از حوزه نفت سردرآورد. در نگاه غالب در جامعه بابک زنجانی یا یک بازیخورده افراد دیگر است که او را جلو انداختند و تنها او را می‌شناسیم، یا یک دروغگوی شیاد که سر همه کلاه گذاشت که در این صورت باید مشخص شود چرا به او اعتماد کردند و احیانا چه نفعی در این زمینه داشتند؟ پاسخ این پرسش هم با اعدام روشن نمی‌شود. دومین دلیل این است که از اعدام مه‌آفرید امیرخسروی در پرونده امیر منصورآریا زمان چندانی نمی‌گذرد و اگر قرار بود اعدام در پرونده‌های اقتصادی مشکل‌گشا باشد، از مه‌آفرید به بابک زنجانی نمی‌رسیدیم. علت سوم می‌تواند این باشد که در نگاه جامعه این‌گونه پرونده‌ها دو رو دارد. یک روی آن متهم گمنامی است که به‌سرعت مشهور می‌شود، مانند بابک زنجانی و مه‌آفرید و امثال اینها و یک روی دیگر احیانا صاحب‌منصبانی که یا معرفی نمی‌شوند، یا اگر هم پای آنان باز شود، در فرجام با مجازات سنگین مواجه نمی‌شوند، یا مانند محمودرضا خاوری می‌گریزند. ممکن است این تلقی درست نباشد، اما به هر حال وجود دارد، تا جایی که بسیاری تصور می‌کنند متهم اصلی پرونده سه هزار میلیارد تومانی خاوری بود و برخی نام مدیرعامل بانک صادرات در دولت احمدی‌نژاد را مطرح می‌کنند و هر چه این دومی توضیح می‌دهد، بعضی نمی‌پذیرند. دلیل چهارم وضعیت فعلی شهرام جزایری است. او پس از ۱۱ سال زندان اکنون در برخی همایش‌های کارآفرینی درس می‌دهد و سخنرانی می‌کند و با سرمایه محدود باقیمانده هم فرد موفقی است. درباره بابک زنجانی البته چنین قضاوتی وجود ندارد و هوش جزایری را ندارد. به هر حال این تلقی وجود دارد که اگر شهرام جزایری هم اعدام می‌شد، اکنون او به جای اینکه در حال کار باشد، زیر خاک خفته بود. مهم‌تر از همه اینها اما این پرسش است که آیا با اعدام او به چند هزار میلیارد تومان می‌رسیم؟ به زبان دیگر اعدام، پول می‌شود؟ این پرسش اخیر را بسیاری مطرح کرده‌اند و البته مسئول پاسخ به آن دستگاه قضائی نیست و از منظر مصلحت کلی نظام باید به آن پاسخ داده شود و بر همین اساس می‌توان پیش‌بینی کرد که صدور حکم اعدام برای این فرد به این خاطر است که بداند قضیه جدی است و دست از دروغ‌ها و لاف‌های گزاف بردارد و واقعیت را بگوید و خیال نکند همدستان احتمالی مجال بازگشت دارند. به همین دلایل شاید جامعه تشنه اعدام بابک زنجانی نیست و اساسا او را خیلی‌ها خیلی جدی نمی‌گیرند و باور ندارند و بیش از انتظار برای آنکه سر او بالای‌ دار برود، منتظرند پول‌ها بازگردد. به نظر می‌رسد قوه قضائیه کار خود را انجام داده تا این فرد بداند بیش از این نمی‌تواند پنهانکاری کند و دیگران باید تدابیری بیندیشند تا این مطالبه کلان دریافت شود…

رفتن به نوارابزار